السيد محمد حسين الطهراني

213

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

قرار داده است » . روايات وارده در عدم جواز تفسير به رأى ، فوق حدّ تواتر است مرحوم استاد الفقهاء و المجتهدين شيخ مرتضى أنصارى در كتاب اصول خود « رسائل » گويد : اخبار و روايات واردهء در اين باب بقدرى است كه در كتاب « وسآئل الشّيعة » در باب قضاء ، مؤلّف آن آيت الله شيخ حرّ عاملى رضوان الله عليه ادّعا كرده است كه از حدّ تَواتر تجاوز مينمايد . « 1 » ناحيهء چهارم : تأويل و توجيه علوم غيبيّه ، در اصل همان روح مكتب مادّيّون است ناحيه چهارم از اشكال آنست كه : آيا با نپذيرفتن جنّ و تخبّط شيطان ، در مسأله رباخواران و تأويل به مرض صَرْع و ميكرب ، در همين جا مسأله متوقّف مىشود ؛ و يا بايد آن را بر جميع چيزهائى كه چشم نميبيند و گوش نميشنود و علوم تجربى و طبيعى و پزشكى نميتواند آن را اثبات كند ، أمثال فرشتگان و روح و وسائط عالم بالا و بالاخره بهشت و دوزخ و ميزان و صراط و موقف و حشر و نشر ، و ذات اقدس پروردگار ، سرايت داد ؟ ! اگر بگويند : متوقّف ميشويم و سرايت نميدهيم ، ميگوئيم : به چه علّت ؟ با آنكه ملاك و معيار و مناط عدم پذيرش در جميع اين مسائل واحد است ؛ و آن اينست كه علوم تجربى نديده است ! و اگر بگويند : متوقّف نميشويم و به همه مسائل سرايت ميدهيم ، در اين صورت ، ما نتوانستيم تا به حال بفهميم كه فرق اين مكتب كه مُدّعى خدا شناسى است با مكتب مادّيّون در چيست ؟ ! آيا مجرّد قائل شدن به خدا ، آن هم خداى موهومى كفايت مىكند يا نه ؟ ! و محصّل اشكال اينست كه : روح و جان اين تئورى كه ما شيطان و جنّ را ميكرب بگيريم ، از همان مكتب مادّيّون و طبيعيّون منكر خدا ، و منكر روح و تجرّد كه چندين هزار سال است در ميان بشر تنيده‌اند ، سر در ميآورد

--> ( 1 ) كتاب « رسائل » محشّى طبع طهران ، ص 61